­ای برای ایجاد جهش در فرآیند توسعه اقتصادی می­دانند. از سوی دیگر با توسعه بازار سرمایه و حضور هر چه بیشتر مردم در این بازار نسبت به ایجاد نهادهای سرمایه‌گذاری مناسب و متنوع، از جمله انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، برای تجهیز پس­اندازهای مردم و فراهم کردن امکان حضور غیرمستقیم آن­ها در بازار سرمایه، اقدام شده است.

اقتصاد

در این فصل ابتدا به کلیاتی از مباحث مهم این پژوهش پرداخته می­شود و سپس چرایی انجام این پژوهش، هدف، اهمیت و ضرورت انجام پژوهش، قلمرو پژوهش، سؤالات، فرضیات و تعریف عملیاتی متغیرها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

1-2- تعریف و بیان مسئله پژوهش

 

در نهایت سومین رکن، مؤسسات مالی است. مؤسسات مالی با اهداف ارائه خدمت به جامعه، تأمین رشد و سهم بازار و ایجاد حداکثر بازدهی به فعالیت می­پردازند. به عبارت دیگر مؤسسات مالی یک نقش مهم و اساسی در تبدیل امکانات اقتصادی از قبیل زمین، نیروی انسانی، مدیریت و غیره را به انواع مختلف دارایی‌های مالی عهده­دار هستند. ایفای این نقش افزون بر اینکه دارایی‌های موجود در اقتصاد را نقدشوندگی و جریان بیشتری می­بخشد، تحول و توسعه اقتصادی را نیز امکان­پذیر می­سازد.

 

از دیدگاه کلی نوسانات بازده و قیمت سهام تحت تأثیر عوامل سیستماتیک و غیرسیستماتیک بسیاری است و حساسیت هر سهم به این عوامل متفاوت است؛ از این رو یکی از راهکارهای اصلی و مهم پیشنهادی مدیریت مالی تشکیل سبدی از سهام برای حذف نوسانات ناشی از عوامل غیرسیستماتیک است. این هدف در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک به شرط تنوع سازی مناسب میسر شده است؛ اما در مورد ریسک سیستماتیک کماکان این معضل وجود دارد. در ادبیات مالی مدرن روش‌های متعددی برای بهینه‌سازی پرتفوی ذکرشده است؛ اما با توجه به پیچیده شدن و سرعت عوامل تأثیرگذار، پیش‌بینی بازده و تشکیل پرتفوی­های بهینه با روش‌های سنتی کار دشواری است. با 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

  پیشرفت دانش محاسباتی و ظهور فناوری اطلاعات و روش‌های فرا ابتکاری امید به حل مسائل پیچیده شکل‌گرفته و طی چند دهه اخیر این روش‌ها در بازار سرمایه و در مسائل پیش‌بینی بازده و بهینه‌سازی پرتفوی استفاده می­شود.

 

صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک از جمله نهادهایی (مؤسساتی) هستند که طی چند سال اخیر در بازار سرمایه کشورمان معرفی‌شده‌اند و به این دلیل نوپا بودن آن­ها، پژوهش‌های نسبتاً اندکی روی آن‌ها انجام‌شده است. یکی از مسائل بسیار مهم، پیش‌بینی رفتار بازده این صندوق‌ها و اتخاذ تصمیم­های سرمایه‌گذاری و تشکیل پرتفویی از این صندوق‌ها برای سرمایه‌گذاران است. مسئله این پژوهش بررسی و به­کارگیری روش‌های هوش مصنوعی شامل شبکه‌های عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک در پیش‌بینی بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک بازار سرمایه و تشکیل پرتفوی بهینه از این صندوق‌ها می‌باشد.

 

1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

 

مهم­ترین وظیفه بازار اوراق بهادار انتقال کارا و مؤثر سرمایه از پس‌انداز کنندگان به سوی بنگاه­­ها و اشخاص نیازمند سرمایه می­باشد. در حقیقت سلامت اقتصادی وابسته به انتقال کارا و مؤثر این وجوه از عرضه‌کنندگان (پس‌انداز کنندگان) به سوی متقاضیان وجوه سرمایه­ای (بنگاه­ها) می‌باشد. از طرف دیگر، در بازار سرمایه تشخیص مناسب‌ترین اوراق بهادار، مهم‌ترین مسئله مورد توجه سرمایه­گذاران است تا با توجه به ریسک و بازده، حداکثر ثروت را کسب کنند.

 

1-4- اهداف پژوهش

 

صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک یکی از انواع واسطه­های مالی نوین هستند که با فروش سهام خود به عامه مردم وجوهی را تحصیل و در ترکیب متنوع از اوراق بهادار با توجه به هدف صندوق، به طور حرفه‌ای سرمایه‌گذاری می‌کنند.

 

توسعه سرمایه‌گذاری از یک سو موجب جذب سرمایه و هدایت آن به بخش‌های مولد اقتصادی شده و از سوی دیگر با توجه به جهت‌گیری سرمایه­گذاران، سرمایه‌گذاری‌ها به سمت صنایعی هدایت خواهند شد که از سود بیشتر یا ریسک کمتری برخوردار است و این امر در نهایت سبب تخصیص بهینه منابع و رشد و شکوفایی اقتصادی کشور خواهد شد. در این راستا انتخاب پیش­بینی بازده آتی و تشکیل پرتفوی، یکی از دغدغه‌های اصلی سرمایه‌گذاران است. لذا اهداف این پژوهش به شرح ذیل می‌باشند:

 

1) بررسی معیارهای تأثیرگذار بر بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

 

2) استفاده از شبکه عصبی مصنوعی برای پیش‌بینی بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

 

3) مقایسه روش شبکه عصبی مصنوعی با رگرسیونی برای پیش‌بینی بازده صندوق‌های مشترک

 

4) استفاده از الگوریتم ژنتیک برای تشکیل پرتفوی بهینه متشکل از سهام صندوق‌های مشترک

 

5) مقایسه روش الگوریتم ژنتیک و مدل­های خطی جهت انتخاب سبد بهینه سهام

 

1-5- سؤالات و فرضیات پژوهش

 

1-5-1- سؤالات پژوهش

 

با توجه به مطالب گفته‌شده این پژوهش سعی دارد به سؤالات ذیل پاسخ دهد:

 

1) آیا می‌توان با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک را پیش‌بینی نمود؟

 

2) آیا روش شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش‌بینی بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در مقایسه با مدل­های رگرسیونی توان بالاتری دارد؟

 

3) آیا بازده پیش‌بینی‌شده توسط روش شبکه عصبی مصنوعی با بازده واقعی تفاوت معنی‌داری دارد؟

 

4) آیا می­توان با استفاده از الگوریتم ژنتیک سبدی بهینه متشکل از سهام صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک تشکیل داد؟

 

5) آیا روش الگوریتم ژنتیک جهت تشکیل سبد بهینه از سهام صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک در مقایسه با مدل­های سنتی توان بالاتری دارد؟

 

1-5-2- فرضیات پژوهش

 

در این پژوهش سه فرضیه ذیل مطرح شده است:

 

فرضیه اول: پیش‌بینی بازده صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی در مقایسه با مدل­های رگرسیونی توان تبیین بالاتری دارد.

 

فرضیه دوم: بین بازده پیش‌بینی‌شده با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و بازده واقعی صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

 

فرضیه سوم: انتخاب پرتفوی متشکل از سهام صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک با استفاده از الگوریتم ژنتیک در مقایسه با مدل­های سنتی منجر به بهبود معنی‌داری در عملکرد پرتفوی می‌شود.

 

[1]. Fund Funds

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...